? دسته‌بندی جملات عاشقانه و عارفانه - پاتوق
X
تبلیغات
جشنامه
جمعه 2 آذر‌ماه سال 1386
کودک نجوا کرد:خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در

چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید

پس کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن!و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد

کودک فریاد زد :خدایا یک معجزه به من نشان بده و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید

کودک در نا امیدی گریه کرد و گفت: خدایا مرا لمس کن و بگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی

کودک بالهای پروانه را شکست و در حالی که خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد

یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1385

everybody needs somebody

Oh everybody needs somebody, baby
Everybody needs someone to love
Anytime I see you, I get crazy
Anytime I kiss you, can't get enough

Oh you, you are a symphony
Oh you, you are my destiny
Girl you, you are the venus of my heart

Tell me babe, do you find another
Another man, who's breaking your heart?
Oh tell me baby, is he your new lover
And will you say, love will break apart
Oh this is now the end of love
I won't let you go
Oh why'd you break this lonely heart
Say it isn't so

Oh everybody needs somebody, baby
Needs someone to love
I get crazy
I can't get enough

Listen to this song

 

یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1385

 

شناخت با یک نگاه

 اگه کسی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده و نگاهت میکنه بدون براش مهمی.......

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر می گرده و با عجله میاد به طرفت بدون براش عزیزی...

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری میخندی بر می گرده و نگاهت میکنه بدون براش قشنگی.........

اگه کسی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی میاد باهات اشک میریزه بدون دوستت داره........

و اگه کسی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته.......

آیا تا حالا هیچکدوم رو دیدید

چهارشنبه 14 دی‌ماه سال 1384

 

سلام شرمنده دیر اومدم یه مدت در گیر خودم بودم ولی حالا بهترم و بهتر دیدم با یه متن شیک شروع کنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما.....................

چه کسی نقش تو را خواهد شست

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ولی باز هم خدا رو شکر که انسان رو فراموش کار آفرید

 

پنج‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1384

   خصوصیات آقا پسرها از  ۱۴  تا  ۲۸  سالگی...

سن  ۱۴  سالگی: تازه توی این سن ، هر رو از بر تشخیص میدن ! ( اول بدبختی! )

سن  ۱۵  سالگی: یاد می گیرن که توی خیابون به مردم نگاه کنن ! ... از قیافه ء خودشون بدشون میاد !

سن  ۱۶  سالگی: توی این سن اصولا“ راه نمیرن ، تکنو می زنن و تکنو را میرن ! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنیس هم گیتار می زنن !

سن  ۱۷  سالگی: یه کمی مثلا آدم میشن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (یادش به خیر ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن )

سن  ۱۸  سالگی: هر کی رو می بینن ، تا پس فردا عاشقش میشن! ... آخ آخ! آهنگهای داریوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه !

سن  ۱۹  سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تیز میشن ، ابی گوش میدن !

سن  ۲۰  سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش میدن که نفهمن چی شده !

سن  ۲۱  سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازیها می بینن! (مثلا عاقل میشن !)

سن  ۲۲  سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال یه آدم حسابی می گردن!

سن  ۲۳  سالگی: یکی رو پیدا می کنن! اما مرموز میشن! (دیدشون عوض میشه!)

سن  ۲۴  سالگی: نه! اون با یه نفر دیگه هم دوسته! اصلا“ لیاقت عشق منو نداشت!

سن  ۲۵  سالگی: عشق سیخی چند؟!! ... طرف باید باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

سن  ۲۶  سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه عمر می خواستم! ... افتخار میدین غلامتون بشم؟!

سن  ۲۷  سالگی: آخیـــــــــــش!

سن  ۲۸  سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم!!!

                                         <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

                                               خصوصیات دختر خانمها از  ۱۴  تا  ۲۸  سالگی ...

سن  ۱۴  سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا میگن: مرسی خوبم!

سن  ۱۵  سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، میگن: علیک سلام! ... نقاشیشون بهتر میشه (بتونه کاری و رنگ آمیزی و ...!)

سن  ۱۶  سالگی: یعنی یه عاشق واقعین! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن !

سن  ۱۷  سالگی: نشستن و اشک می ریزن! ... بهشون بی وفایی شده! ... آخ آخ شعرهای سیاوش قمیشی مثل چسب دوقلو میچسبه ( کوران حوادث! )

سن  ۱۸  سالگی: دیگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن !

سن  ۱۹  سالگی: از بی توجهی یه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست !

سن  ۲۰  سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو یه کور و کچلی می گیره! می دونم!

سن  ۲۱  سالگی: فقط  ۲۷-۲۸  سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!

سن  ۲۲  سالگی: خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)

سن  ۲۳  سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن !

سن  ۲۴  سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه!

سن  ۲۵  سالگی: اااااااه! پس چرا دیگه هیچکی نمیاد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه !

سن  ۲۶  سالگی: یه نفر میاد! ... همین خوبه! ... بــــــــــله !

سن  ۲۷  سالگی: آخیـــــــــــش!

سن  ۲۸  سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمی یومدی

   1       2       3    >>