? آرزویی که خاطره شد ... - پاتوق
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1388

عکسهایت رادوباره دیدم

یاد تابستان یاد تو 

روز اول دیدار در آب رودخانه

آفتاب داغ 

هر دو مست و لا یعقل

خنده هایت

عطر آن گیسوان کوتاهت

رایحه مایع ضد عفونی

که همیشه بر دست داشتی

دستت بر روی صورتم

لاکهای مشکی که به خاطرمن

وآن لباس تیره که من به خاطره تو

صندلی تنگ اتوبوس جمعه صبحها

آغوش تودر برگشت

چشم حسرت دیگران

قدمهای که میخواست همراهیم کند

فانوس،جزیره،چای،سیگار

آن سبوهای به یاد هم 

لبخندهایمان

یاد آن بوسه بی اختیار در شباهنگام 

کوچه های بلند

آغوش من 

شام آخر

سفر تو  

آغوشی دیگر 

اشکهای من

تنفر

از تو ازخودم

یادهای شیرین که میل به تلخی دارند

تکرار اشکهایم

تکرار تنفر